مهرپرورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهرپرورد. [ م ِ پ َرْ وَ ] (ن مف مرکب ) پرورده به مهر و محبت ودوستی . به عاطفه و وداد و محبت برآمده : زید آن سره مرد مهرپرورد کای رحمت باد بر چنین مرد. نظامی . نبرده جوانی جوانمرد بود که روشن دلش مهرپرورد بود. نظامی .