مهرگیرنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهرگیرنده . [ م ُ رَ دَ / دِ ] (نف مرکب ) نقش پذیرنده . پذیرای نقش و نشان مهر : به روزی که طالع پذیرنده بود نگین سخن مهرگیرنده بود. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهرگیرنده . [ م ُ رَ دَ / دِ ] (نف مرکب ) نقش پذیرنده . پذیرای نقش و نشان مهر : به روزی که طالع پذیرنده بود نگین سخن مهرگیرنده بود. نظامی .