واژه جو

مهستی گنجوی | رباعیات | رباعی شماره ۱۰۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در رهگذری فتاده دیدم مستش در پاش فتادم و گرفتم دستش امروز از آن هیچ نمی‌آید یاد یعنی خبرم نیست ولیکن هستش

معنی مهستی گنجوی | رباعیات | رباعی شماره ۱۰۷ | واژه جو