واژه جو

مهستی گنجوی | رباعیات | رباعی شماره ۱۰۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

من تازه‌گلی که نباشد خارش یا بلبل خوش‌گو که بود غمخوارش بازی که سر دست شهان جاش بود در دام تو افتاد نکو می‌دارش

معنی مهستی گنجوی | رباعیات | رباعی شماره ۱۰۸ | واژه جو