واژه جو

مهستی گنجوی | رباعیات | رباعی شماره ۱۱۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در ره چو بداشتم به سوگندانش از شرم عرق کرد زخ خندانش پس بر رخ زرد من بخندید به لطف عکس رخ من فتاد بر دندانش

معنی مهستی گنجوی | رباعیات | رباعی شماره ۱۱۰ | واژه جو