واژه جو

مهستی گنجوی | رباعیات | رباعی شماره ۱۱۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ترکم چو کمان کشید کردم نگهش دیدم مه و عقربی به زیر کلهش مه بود رخش عقرب زلف سیهش وز عقرب در قوس همی رفت مهش

معنی مهستی گنجوی | رباعیات | رباعی شماره ۱۱۱ | واژه جو