مهضوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) هضم شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) هضم شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهضوم . [ م َ ] (ع ص ) شکم باریک و درآمده . (آنندراج ). درآمده و باریک شکم . (منتهی الارب ). رجوع به هضم شود. ◄ غذای تحلیل رفته و هضم شده .