مهضومة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهضومة. [ م َ م َ ] (ع ص ) تأنیث مهضوم . رجوع به مهضوم شود. ◄ قصبة مهضومة؛ مزمار لطیف . (منتهی الارب ). نی که در آن بدمند. (از اقرب الموارد). مهضمة. ◄ (اِ) خوشبوی که از مشک و بان آمیزند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).