مهمان سرا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهمان سرا. [ م ِ س َ ] (اِ مرکب ) مهمانخانه . سرای خاص مهمانان . میهمان سرا. میهمان سرای . ثوی : دیده ام خلوت سرای دوست در مهمان سراش تن طفیل و شاهد دل میهمان آورده ام . خاقانی . ز درویش خالی نبودی درش مسافر به مهمانسرا اندرش . سعدی (بوستان ). ◄ فندق . هتل . مهمانخانه . فنتق . ◄ رباط. جایی که پیوسته به فقیران و مسکینان طعام دادندی مانند مزارات و خانقاهها و لنگرها : اهل مهمان سرای عالم را لطف عام تو میزبان باشد. وحشی . ◄ کنایه از دنیا و روزگار است . (آنندراج ).
فرهنگ طیفی واژهدان
کاروانسرا، هتل، متل، مهمانپذیر، مهمانخانه، فندوق، قافلهگاه مهمانی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی