مواکبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مواکبة. [ م ُ ک َ ب َ ] (ع مص ) سیر کردن با دیگران و یا پیشی گرفتن ایشان را.(از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). با کسی در موکب او رفتن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ سوار گردیدن با کسی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سوار شدن با کسانی . (ناظم الاطباء). ◄ پیوسته بودن به کاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مواظبت کردن بر کاری و پیوسته در آن کار بودن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ فراخ رفتن اشتر. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ).
مواکبة. [ م ُ ک ِ ب َ ] (ع ص ) ماده شتری که با جماعت شترسواران همراهی کند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ ماده شتر فراخ گام و شتابرو تیزرفتار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).