موبدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موبدی . [ ب َ ] (حامص ) موبد بودن . شغل موبد. مقام پیشوایی دین زرتشتی . (یادداشت مؤلف ) : منم گفت با فره ٔ ایزدی همم شهریاری و هم موبدی . فردوسی . وین طرفه که موبدی گرفته ست بر یک دو کشیش رنگ کشخان . خاقانی . و رجوع به موبد شود. ◄ (ص نسبی ) منسوب به موبد چنانکه مقام موبدی و جامه ٔ موبدی و رای موبدی . (یادداشت مؤلف ).