موبند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موبند. [ ب َ ] (اِ مرکب ) بندی که بدان مویهای سر را بهم پیوسته دارند. شریطه ای که بدان مویها را می بندند. (ناظم الاطباء) : سراسر سرآغوش و والا و موبند چو خوبان گلروی مشکین ذوائب . نظام قاری . ای مقنعه و شدّه مرا صبحی و شامی موبند و سرانداز چو نوری و ظلامی . نظام قاری . ◄ (نف مرکب ) هنرمند و کاری گر. (آنندراج ). ◄ خدمتگزار زنانه . ◄ زنی که موها را آرایش می کند. (ناظم الاطباء). به معنی مشاطه مجاز باشد. (آنندراج ).