موتال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موتال . (اِ) نامی است که در آستارا به «پترکاریا فراکسینی فلیا» داده می شود. و نامهای دیگر آن عبارتند از: «لارک » در نور وگرگان، کهل در لاهیجان، لرک در رودبار و درفک و نور قوزقره (گوز سیاه ) در حاجیلر. (از یادداشت مؤلف ).
موتال . [ م ُ ] (ترکی، اِ) خیک پنیر و کره و جز آن، و آن پوست گوسفند و بز و گاو است که از سر حیوان به طور سالم درمی آورند. خیک . دبه . ◄ در آذربایجان مردم چاق و چله و شکم گنده را گویند به سبب شباهت به خیک و موتال .