موتان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موتان . [ مو / م َ ] (ع اِمص ) مرگامرگی ستور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مرگ چهارپای . (مهذب الاسماء).
موتان . [ م َ ] (ع ص، اِ) بی جان، خلاف حیوان . گویند اشتر الموتان و لاتشترالحیوان ؛ یعنی خریداری کن اراضی و خانه ودکان و جز آن را، و خریداری مکن برده و ستور و مانند آن را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بی جان، خلاف حیوان . (آنندراج ). غیر ذی روح . آنچه جان ندارد. (مهذب الاسماء). آنکه جان ندارد. (دهار). ◄ زمینی که آباد نکرده باشند، حدیث : موتان الارض لله و لرسوله فمن احیا منها شیئاً فهو له . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). ◄ مرد کندخاطر. موتانة مونث آن است . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). - موتان الفؤاد ؛ مرد کندخاطر. (از ناظم الاطباء). مرده دل . (مهذب الاسماء) (دهار).
موتان . [ م َ وَ ] (ع مص ) موت . (ناظم الاطباء). رجوع به موت شود.