مودونة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مودونة. [ م َ ن َ ] (ع ص ) مؤنث مودون . (منتهی الارب ). زن کوتاه دست و کوتاه گردن و کوتاه سینه . (ناظم الاطباء). رجوع به مودون و مودنة شود. ◄ زن ناقص خلقت ناقص اندام . ◄ زن تنگ دوش . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). ◄ زن درهم اندام کوتاه گردن خردجثه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بچه ٔ نزار و لاغر زاییده شده . (ناظم الاطباء). مودنة. ◄ تر نهاده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). خیسانده . در آب نهاده تا نرم شود.