موقفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موقفی . [ م َ ق ِ ] (ص نسبی ) منسوب است به موقف، و آن محله ای است در فسطاط مصر. (از لباب الانساب ).
موقفی . [ م َ ق ِ ] (اِخ ) ابوحریز موقفی مصری . از محدثان بود و از محمدبن کعب قرظی روایت داشت و عبداﷲبن وهب و سعیدبن کثیربن عفیر که خود منکر حدیث بود از او روایت دارند. (از لباب الانساب ).