موقلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موقلم . [ ق َ ل َ ] (اِ مرکب ) مقلوب قلم مو. قلم نقاشان که از موی سازند و قلم مو نیز گویند. (ناظم الاطباء). به قلب اضافت موی کلک . (از آنندراج ) : شنگرف کرده اشک من و موقلم مژه نقش و نگار عشق به رویم نموده است . نصیرای بدخشانی (از آنندراج ).