مکلف شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- انجام کاری را به عهده گرفتن.<BR>۲- به سن بلوغ رسیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- انجام کاری را به عهده گرفتن. ۲- به سن بلوغ رسیدن.
مترادف و متضاد واژهدان
متعهد شدن، عهدهدار شدن مجبور شدن، موظف شدن به حد تکلیف رسیدن، بالغشدن