مکیفات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکیفات . [ م ُ ک َی ْ ی َ ] (ع اِ) ج ِ مکیفة، مؤنث مُکَیّف : اعنی نفس سخن به توکیل الهی بر تجسس از آنچ بیند و شنود از مکیفات کآن چون است و از مقولات که معنی آن چیست . (جامع الحکمتین ص ١٢). و رجوع به مکیف (معنی اول ) شود.
مکیفات . [ م ُ ک َی ْ ی ِ ] (ص، اِ) مأخوذ از تازی، هر چیز که کیف و نشاءة دهد و مستی و خوش حالتی آورد. (از ناظم الاطباء). ج ِ مکیفة، مؤنث مکیف . رجوع به مکیف شود.