مگس خوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مگس خوار. [ م َ گ َ خوا / خا ] (نف مرکب ) مگس خورنده . مگس خور. که غذایش ردی و بی ارزش و پست است : همه بازان این جهان پیرند یا مگس خواریا ملخ گیرند. سنائی . ◄ مرغی که مگس خورد. مرغی که غذایش مگس است : بچه ٔ بازی برو بر ساعد شاهان نشین بر مگس خواران قولنجی رها کن آشیان . خاقانی . ◄ (اِ مرکب ) مرغ مگس . رجوع به همین کلمه شود.