مگس رانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مگس رانی . [ م َ گ َ ] (حامص مرکب ) راندن مگس و پشه و جز آن . (ناظم الاطباء). - مگس رانی کردن ؛ مگس ران بودن . مگس راندن از چیزی : وگر چون عیسی از خورشید سازم خوانچه ٔ زرین پر طاوس فردوسی کند بر خوان مگس رانی . خاقانی . و رجوع به مگس ران (معنی دوم ) شود.