می آشام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
می آشام . [ م َ / م ِ ] (نف مرکب ) میخواره . می گسار. شرابخوار. که باده خورد : می آشام غمت پیمانه و ساغرنمی دارد بجز تبخانه بر لب ساغر دیگر نمی دارد. ابوطالب کلیم . و رجوع به می خواره شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
می آشام . [ م َ / م ِ ] (نف مرکب ) میخواره . می گسار. شرابخوار. که باده خورد : می آشام غمت پیمانه و ساغرنمی دارد بجز تبخانه بر لب ساغر دیگر نمی دارد. ابوطالب کلیم . و رجوع به می خواره شود.