می آلود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
می آلود. [ م َ / م ِ ] (ن مف مرکب ) می آلوده . آلوده به شراب : عیبم بپوش زنهار ای خرقه ٔ می آلود کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد. حافظ. حافظ به خود نپوشید این خرقه ٔ می آلود ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را. حافظ. ◄ مخمور. (ناظم الاطباء).