می آلوده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
می آلوده . [ م َ / م ِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) آلوده به می . که به شراب آلوده باشد. آنچه به باده آلوده باشد : می آلوده دستار و پیراهنش گروهی سگان حلقه پیرامنش . سعدی (بوستان ). ◄ کنایه است از شرابخوار و مخمور. می زده . مست : می آلوده ای راه مسجد گرفت . سعدی . - می آلوده کردن ؛ کنایه است از بسیار سرخ کردن . (آنندراج ).