می گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
می گرفتن . [ م َ / م ِ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) باده خوردن . شراب نوشیدن . می زدن : روزی بس خرم است می گیر از بامداد هیچ بهانه نماند ایزد کام تو داد. منوچهری . نه نه می نگیرم که میگون سرشکم که خود زین می کم بها می گریزم . خاقانی .