مید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مید. [ م َ دَ ] (ع اِ) لغتی است در بَیْدَ به معنی غیر. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
مید. [م َ ] (ع مص ) جنبیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ). حرکت کردن و جنبیدن چیزی . (ناظم الاطباء). ◄ بگردیدن زمین . (ترجمان القرآن جرجانی ص ٩٧) (المصادر زوزنی ). جنبیدن یعنی بگردیدن زمین .(دهار). ◄ خمیدن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ◄ میل کردن . ◄ خرامیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ) (ترجمان القرآن جرجانی ص ٩٧) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ چمیدن از راه . ◄ ناویدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ناویدن و کج گردیدن شاخه . (ناظم الاطباء). ◄ گوالیدن . ◄ مضطرب گردیدن سراب . ◄ زیارت کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). افزون گردیدن چیزی . (ناظم الاطباء). ◄ افزون شدن . ◄ خواربار آوردن جهت قوم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خواربار آوردن برای قوم خود. (ناظم الاطباء). ◄ طعام دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ غثیان یا دردسر رسیدن به کسی از مستی و یا از پرخوری و یا از سیر گشتن . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ فاسد گردیدن گندم از تری و نمی . (ناظم الاطباء). متغیر گردیدن گندم از نمی و تری . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ عطا کردن و انعام دادن کسی را. (ناظم الاطباء).