میز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میز. [ م َ ] (ع مص ) جدا کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی ص ٩٧). ◄ فضیلت دادن بعض چیز را بر بعضی . ◄ از جایی به جایی رفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
میز. [م ِ ی َزز ] (ع ص ) مَیِّز . مرد سخت پی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
میز. [ م َ ] (ع ص ) مردسخت پی . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) . رجوع به ماده ٔ بالا شود.