میستی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میستی . (اِ) جذام . (ناظم الاطباء). آن علتی است که به زبان عربی برص گویند. (برهان ). لکه هایی است که در بدن ظاهر شود و به تازی برص و بهق خوانند. (از شعوری ج ٢ ورق ٣٦٧).در فرهنگ [ جهانگیری ] و برهان به معنی پیس یعنی ابرص گفته ظاهر آن است که پیسی را که به معنی پیس بودن است میسی خوانده اند و میم با باء (باء فارسی، پ ) مشتبه شده . (آنندراج ). مصحف پیسی . رجوع به پیسی شود.