میلاجرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میلاجرد. [ ج ِ ] (اِخ ) قصبه ای جزء دهستان شراء پایین بخش وفس شهرستان اراک واقع در ١٣هزارگزی جنوب باختری کمیجان سر راه همدان به کمیجان با ٣٦٨٤ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ شراء است . این قصبه یکی از آبادیهای بسیار قدیمی و نام اولیه ٔ آن میلادگرد بوده . حسن بن محمد قمی در کتاب تاریخ قم بانی آن را میلاد گرگین می داند که به امر شاه کیخسرو آن را بنا نهاده است . این آبادی یک بار در حمله ٔ مغول و بار دیگر در فتنه ٔ افغان ویران شده است .خرابه های آبادی قدیم و آثار برج و بارو و علایم خندق اطراف کاملاً نمایان است . ضمن حفریات اشیاء قدیمی درآن مشاهده می شود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢).
میلاجرد. [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طرق رود بخش نطنز شهرستان کاشان، واقع در ١٦هزارگزی جنوب خاوری نطنز با ٦٠٠ تن سکنه . آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).
میلاجرد. [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان، واقع در ٤٠هزارگزی جنوب باختری رزن با ٣٨٣ تن سکنه . آب آن از قنات و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).