میلاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (اِ.) زمان تولد.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (اِ.) زمان تولد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میلاد. (اِخ ) نام پهلوان ایران . (غیاث ). نام یکی از پهلوانان ایران که پدر گرگین بود. (ناظم الاطباء). نام پدر گرگین بوده . (انجمن آرا). نام یکی از پهلوانان ایران که چون کیکاووس به مازندران رفت ایران رابه او سپرد و گرگین پسر اوست . (برهان ) : ترا ایزد این فر و برزت نداد نداری زگرگین میلاد یاد. فردوسی . بدانسو که گرگین میلاد بود که با گرز و با تیغ فولاد بود. فردوسی . به میلاد بسپرد ایران زمین کلید در گنج و تاج و نگین . فردوسی . چو آمد بر آن شارسان بزرگ که میلاد خواندیش کید سترگ . فردوسی . ز نزدیک ایشان سواری برفت به نزد سکندر به میلاد تفت . فردوسی . نسب ایشان [ امراء آل سامان ] به گرگین میلاد رسد. (مجمل التواریخ و القصص ص ٣٨٦). اندر عهد کیکاوس پیغمبر سلیمان بود... و جهان پهلوانی رستم و مبارزان و معروفان چون ... میلاد و گودرز و کشواد...(مجمل التواریخ و القصص ص ٩١). میلادبن جرجین میلادجردبنا کرده است . (ترجمه ٔ تاریخ قم ص ٧٩).
میلاد. (ع اِ) زمان ولادت . (غیاث ). وقت زادن . (منتهی الارب، ماده ٔ ول د) (السامی ) (ناظم الاطباء). ج، موالید. (مهذب الاسماء). زمان ولادت و روز ولادت . (ناظم الاطباء). زمان ولادت و وقت زادن . (آنندراج ). گاه زادن . وقت ولادت . (یادداشت مؤلف ) : در برجهاش بوده میقات پور عمران میلاد پور مریم میعاد پورهاجر. خاقانی . چه بود آن نطق عیسی وقت میلاد چه بود آن صوم مریم وقت اصغا. خاقانی . - میلاد مسیح ؛ ولادت حضرت عیسی بن مریم . روز زادن حضرت مسیح . و آن برابر است با بیست و پنجم دسامبر ماه فرانسوی و یازدهم دی ماه جلالی و پنجم دی ماه شمسی . (از یادداشت مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
تولد، زایش، ولادت روز تولد، هنگام ولادت، سالروز ولادت (متضاد: رحلت، ممات، وفات)
فرهنگ طیفی واژهدان
تولد، ولادت، بهدنیا آمدن، قدم نورسیده
واژگان فارسی سره واژهدان
زایش، زادروز
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه