میلاو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) شاگرد، خدمتگار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) شاگرد، خدمتگار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میلاو. (اِ) شاگرد. (لغت فرس اسدی ) (فرهنگ اوبهی ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (یادداشت مؤلف ). به معنی شاگرداست که در مقابل اوستاد باشد. (برهان ) : میلاو منی ای فغ و استاد توام من پیش آی و سه بوسه ده و میلاویه میلاو. رودکی . اوستاد زمانْش میلاو است شیر گردون ز هیبتش گاو است . ابوسعید ابوالخیر. ◄ خدمتکار. (ناظم الاطباء).