میلاوه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وِ) (اِ.)<BR>۱- شاگردانه، انعام.<BR>۲- نوید، مژدگانی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وِ) (اِ.) ۱- شاگردانه، انعام. ۲- نوید، مژدگانی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میلاوه . [ وَ / وِ ] (اِ مرکب ) شاگردانه و پولی که علاوه بر مزد استاد به شاگرد می دهند. (ناظم الاطباء). میلاویه . شاگردانه بود. (فرهنگ اوبهی ) (لغت فرس اسدی ) (صحاح الفرس ). شاگردانه یعنی اجرتی که به شاگرد دهند. (انجمن آرا) (آنندراج ). به معنی شاگردانه است و آن دو سه پولی بود که بعداز اجرت استاد به شاگرد دهند. (برهان ) : ای مسلمانان میلاوه که دارد بازا بجز آن کس که بود سفله دل و غمازا. ابوالعباس (از صحاح الفرس ). و رجوع به میلاو و میلاویه شود. ◄ نوید و بشارت و مژدگانی . (از برهان ) (ناظم الاطباء). مژدگانی بود. (صحاح الفرس ).