میله
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لِ) (اِ.) قطعة نازک و دراز فلزی یا چوبی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لِ) (اِ.) قطعه نازک و دراز فلزی یا چوبی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میلة. [ ل َ ] (ع اِ) هنگام و زمان . ج، میَل .(منتهی الارب ماده ٔ م ی ل ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
میله . [ ل َه ْ ] (ع اِ) دشت و بیابان . (منتهی الارب، ماده ٔ ول هَ) (ناظم الاطباء). ◄ زمین بی گیاه . (ناظم الاطباء).
میله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ مرکب ) شبیه به میل و مانند میل . (ناظم الاطباء) ◄ قطعه ٔ نازک و بلند از چوب یا آهن یا فلزی دیگر که در ساختمان و جز آن به کار رود. ◄ میل آهنین که در مرکز سنگ زیر آسیا (در آسیاهای آبی و دستی ) استوار است و از سوراخ سنگ زبرین گذرد و سنگ زبرین بر آن دور زند. آهن یا چوب وسط آسیای دستی و آسیای آبی . (یادداشت مؤلف ). ◄ چاهها که از هَرَنج یعنی مظهر قنات تا مادرچاه کنده می شود. سوراخ قنات . (یادداشت مؤلف ). ◄ سمت و عمق چاه تا آنگاه که عمودی ومستقیم است . چون کج و مخروط شود در زیر، انبار گویند و چون افقی گردد در زیر، آن را کوره نامند. (یادداشت مؤلف ). ◄ رشته ٔ باریکی زیر پرچم در گلها . (لغات فرهنگستان ).