میمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میمه . [ م ِ م َ ] (اِخ ) نام یکی از بخش های شهرستان کاشان، واقع در باختر آن در طول و طرفین شوسه ٔ تهران به اصفهان هوای آن سردسیر و آب آن از قنوات و محصول عمده ٔ آن غلات و لبنیات است . این بخش از دو دهستان به نام مرکزی و جوشقان تشکیل شده و دارای ٢٢ آبادی و حدود ١٧ هزار تن سکنه است . و دیه های مهم آن : میمه، وزوان، ونداده، ازان، زیادآباد است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).
میمه . [ م ِ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهپایه ٔ بخش نوبران شهرستان ساوه، واقع در ٦هزارگزی شمال نوبران با ٢٧٣ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ مراغه و راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).
میمه . [ م ِ م َ ] (اِخ ) دهی است از بخش زرین آباد شهرستان ایلام، واقع در ٢١ هزارگزی شمال پهله با ٥٠٠ تن سکنه . آب آن از رودخانه و راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).