نا منظم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامنظم . [ م ُ ن َظْ ظَ ] (ص مرکب ) بی نظم و ترتیب . پراکنده . پریشان . آشفته . مقابل منظم . رجوع به منظم شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
[فرد نامنظم]، بینظم، نامرتب، شلخته، بیبندوبار، بیسروسامان، بیبرنامه، بیسررشته، بیانضباط، سرکش گیج، مست، خشمناک وحشی، پریش، پرتگو، پرتوپلاگو، سبکسر [وضعیت نامنظم:] بینظم
واژگان فارسی سره واژهدان
نابسامان
نابسامان، نا به سامانی، نا به سامان، بیسامان
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی