نابنوا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ نَ) (ص.) ۱- آن چه که ضایع شده و ب ه کار نیاید، تباه. ۲- بی نوا، تهیدست.واژه قبلی: نابغهواژه بعدی: نابهره