ناتق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناتق . [ ت ِ ] (ع ص ) شکافنده . ◄ بلندکننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ زند زود آتش افروز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). الزندالواری . (المنجد). آتش زنه ٔ زود آتش افروزنده . (ناظم الاطباء). زند ناتق، آتش زنه ٔ بسیار آتش . (مهذب الاسماء). ◄ گسترنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ ناقه ٔ زود بارگیرنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ماده شتر زود بارگیرنده . (ناظم الاطباء). ◄ اسب سخت برنشاننده ٔ سوار به رفتار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). الفرس الذی ینتق راکبه .(المنجد). اسبی که به سختی میگذارد کسی بر وی سوار شود. (ناظم الاطباء). ◄ زن بسیاربچه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). زن و ناقه ٔ کثیرالولد. (از المنجد). زن بسیارفرزند. (مهذب الاسماء).
ناتق . [ ت ِ ] (ع اِ) نام ماه رمضان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نامی است ماه رمضان را. (مهذب الاسماء).نام شهر رمضان به جاهلیت . (السامی فی الاسامی ). ناتق، بدون الف و لام نام ماه رمضان است . (ناظم الاطباء).