ناجیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
ناجیة. [ ی َ ] (ع ص ) تأنیث ناجی . نجات یابنده و رستگار از عقوبت . (آنندراج ). رستگار از عقوبت . (غیاث اللغات ). رهنده و خلاص شونده . (ناظم الاطباء). ◄ ناقه ٔ تیزرو. (آنندراج ) (منتهی الارب ). ناقة ناجیة؛ ماده شتر تیزرو. (ناظم الاطباء). شتر ماده ٔ چست رفتار. (شمس اللغات ). بعیر ناج . (منتهی الارب ). الناقةالسریعة تنجو بمن رکبها. (المنجد). ج، ناجیات . - امت ناجیه ؛ مقصود مسلمانان اند. در معجم البلدان آرد: من قولنانجت الامة من العذاب فهی ناجیة. (معجم البلدان ). - فرقه ٔ ناجیه ؛ شیعه . (یادداشت مؤلف ).
ناجیة. (اِخ ) محله ای است در بصره . (ازمعجم البلدان ). موضعی است در بصره . (منتهی الارب ).
ناجیة. [ ی َ ] (اِخ ) آبی است از آن بنی قرة [ از بنی اسد ] . (از معجم البلدان به نقل از اصمعی ). آبی است بنی اسد را. (منتهی الارب ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی