ناحمولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناحمولی . [ ح َ ] (حامص مرکب ) بی تحملی . بی صبری . ناشکیبائی : ناحمولی انبیا را ز امردان ورنه حمالست بد را حملشان . مولوی . طبع را گشتند اندرحمل بد ناحمولی گر کنند از حق بود. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناحمولی . [ ح َ ] (حامص مرکب ) بی تحملی . بی صبری . ناشکیبائی : ناحمولی انبیا را ز امردان ورنه حمالست بد را حملشان . مولوی . طبع را گشتند اندرحمل بد ناحمولی گر کنند از حق بود. مولوی .