نادرست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دُ رُ) (ص.) ۱- شکسته، معیوب. ۲- متقلب، دروغگو. ۳- بیمار.مترادفها و واژههای مرتبطاشتباه، باطل، سقیم، سهو، غلط، غیرصحیح، مغلوط، نابجا، ناصحیح، ناصوابجلبخائن، خاطی، دغل، دغلکار، کجدست، متقلبواژه قبلی: نادرواژه بعدی: نادره