ناریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناریدن . [ دَ ] (مص ) مبدل نالیدن . (فرهنگ نظام ). نالیدن . (از فرهنگ رشیدی ). رجوع به ناره شود : ناریدن نارو و نواهای سریچه ناطق کند آن مرده ٔ بی نطق و بیان را. سنائی . ◄ شکار کردن . گرفتن . گرفتار کردن . ◄ بزرگ کردن . ◄ دراز شدن . (ناظم الاطباء). قد کشیدن . دراز شدن . (شعوری ).