ناسازنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناسازنده . [ زَ دَ / دِ ] (نف مرکب ) چیزی که مؤثر و کارگر نباشد. (ناظم الاطباء). ◄ ناسازگار. بدسلوک . بدرفتار : مردمانش [ مردم غور ] بدخواند و ناسازنده و جاهل . (حدود العالم ). ◄ ضد. ناموافق . مخالف : ماده چیزیست فراز هم آورده از چهار مایه ٔ با یکدیگر ناسازنده و ناگنجنده . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).