ناسرفراز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناسرفراز. [ س َ ف َ ] (ص مرکب ) پست . دون . فرومایه . ناسرافراز. مقابل سرفراز. رجوع به سرفراز شود : کتایون و آن مرد ناسرفراز مرا داشتند از چنین کار باز. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناسرفراز. [ س َ ف َ ] (ص مرکب ) پست . دون . فرومایه . ناسرافراز. مقابل سرفراز. رجوع به سرفراز شود : کتایون و آن مرد ناسرفراز مرا داشتند از چنین کار باز. فردوسی .