ناقلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناقلة. [ ق ِ ل َ ] (ع ص ) تأنیث ناقل است . (از فرهنگ نظام ) (از اقرب الموارد). ◄ مردم از جائی به جائی رونده، خلاف قطان . (منتهی الارب ). ضدالقاطنین . (معجم متن اللغة). مردمی که از جائی به جائی روند و ساکن و متوطن در جائی نباشد، خلاف قطان . (ناظم الاطباء). ج، نواقل . ◄ کسانی که از قومی به قومی دیگر منتقل شوند. (مرصع). ◄ بلائی از بلاهای روزگار. (معجم متن اللغة). نواقل الدهر؛ ای نوائبه التی تنقل من حال الی حال، یقال : اصابته نواقل الدهر. رجوع به نواقل شود.