نامبردار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامبردار کردن . [ ب ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به نام و شهرت رساندن . شهرت بخشیدن . مشهور کردن . ◄ تربیت کردن . پرورش دادن و به حد لیاقت و شهرت رساندن . به جاه و منصب رساندن . سری و سروری بخشیدن : نرفت از جهان سعد زنگی به درد که چون تو پسر نامبردار کرد. سعدی .