نامحسوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ فا - ع. ] (ص مف.) غیرقابل تشخیص، غیرقابل حس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ فا - ع. ] (ص مف.) غیرقابل تشخیص، غیرقابل حس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامحسوس . [ م َ ] (ص مرکب ) احساس نشده . حس ناشده . ◄ غیرقابل حس . تشخیص ناپذیر.
واژگان فارسی سره واژهدان
ناسهیدنی، درنیافتنی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی