نامضبوط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامضبوط. [ م َ ] (ص مرکب ) بند و بست ناشده . ضبطناشده . پراکنده . (ناظم الاطباء). بی تربیت . بی سامان : چون این حرکات نامضبوط و این هذیانات نامربوط از وی ظاهر گشت، گمان بردم که جنون بر دل وی مستولی شده است . (سندبادنامه ص ٧٦). ◄ سرکش . گستاخ . (ناظم الاطباء).