نامی تهرانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامی تهرانی . [ ی ِ ت ِ ] (اِخ ) (ملا...) افضل، متخلص به نامی . به روایت سام میرزا صفوی «شعرش بغایت رنگین و متین است و در اثنای جوانی به مفاجا درگذشت، مردم را گمان بود که نوربخشیه او را تسمیم نموده اند». او راست : پیش مردم چند لافم کز سگانم یار را آنچنان کن تا شوم خاطرنشان اغیار را. همیشه داغ غمم بر دل حزین بوده ست گلی که چیده ام از عاشقی همین بوده ست . و رجوع به تحفه ٔ سامی ص ١٢٦ و نگارستان سخن ص ١١٧ و روز روشن ص ٦٧٩ و الذریعه ج ٩ بخش ١ ص ٨٥ و فهرست کتابهای مجلس ص ٦٦١ شود.