نان دانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نان دانی . (اِ مرکب ) جای نان . صندوق یا سبدی که در آن نان نهند. دیگ یا گنجه ٔ جای نان . جای نگه داشتن نان . ظرفی که نان در آن نگه دارند. ◄ محل ارتزاق . وسیله ٔ اعاشه . راه معاش . ممر رزق . آنجا یا آن وسیله که از آن کسب رزق کنند: آزادی ناندانی عده ٔ کثیری شده است . (یادداشت مؤلف ). منبر و مسجد ناندانی ملا حسن است . ◄ مجازاً، شکم . معده . - امثال : همه جا سست و مُست است ناندانیم درست است .