ناچار کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومناچار کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ملزم ساختن . الزام . مجبور کردن .واژه قبلی: ناچار و چارواژه بعدی: ناچارباش